Friday, October 22

Sedation, تسکین

آیا این تویی پشت میله ها رها؟

یا منم پشت میله ها اسیر؟


الحق که دم شما گرم آقای شفیعی کدکنی وقتی که به قیصر امین پور گفتی: «تو شعر را فهمیدی!»

البته با اندکی تغییر شعر بالایی رو نوشتم تا تأثیر و درکش روی خواننده بیشتر باشه!

تسکین

با توام

ای لنگر تسکین!

ای تکانهای دل!

ای آرامش ساحل!

با توام

ای نور!

ای منشور!

ای تمام طیفهای آفتابی!

ای کبود ارغوانی!

ای بنفشابی!

با توام ای شور، ای دلشوره ی شیرین!

با توام

ای شادی غمگین!

با توام

ای غم!

غم مبهم!

ای نمی دانم!

هرچه هستی باش!

اما کاش...

نه، جز اینم آرزویی نیست:

هرچه هستی باش!

اما باش!


آره، اما باش. هرچه هستی باش!

* این دیگه بدون تغییر بود.

No comments: