Friday, April 30

KoOdakaneh!

یک و دو و سه، سه تا شد، پنج و شیش هوا شد، هفت و هش زمونه، توپ به زمین نمونه، هیفده هیجده شد بیست، هیشکی حریفه من نیست! شد بیست و نه یکیش کم، میگذرد از چهل هم، چهل چهل و چهار چه چه! از پل گذشتی به به! پنجاه و دو سوارم، چیزی به صد ندارم، به شصت رسیده بازی، به شصت و چهار نبازی! به هفتاد دو تا داره، که شش پشت چهاره، حالا هفتاد و هشتی، ز هشتادم گذشتی، هشتاد و چهار مشتی، چه تهرونی چه رشتی، رسیدیم کوچه دَ...ردار، آقای شوفر خبردار، صاف دم صد نگه دار!!

تا اونجایی که یادم میاد این فقط یه شعر دوران کودکیم بود که بلد بودم. ولی شاید شعر یه بازیه کودکانه هم باشه. به هر حال به نظر خودم که خیلی قشنگ و با مزه میاد. همیشه اون طراوت دورانه بچگیو داره!

Sunday, April 18

In love,...


Have you seen the movie “The English Patient”?

I really really liked that movie, and the sreenplay as well. It has golden taglines and memorable conversations.

One of’em that always wobbling in my mind is this ,when Almasy and Katharine were bathing,:

Almasy: What do you hate most?
Katharine Cliftion: A lie. What do you hate most?
Almasy: Ownership. Being owned. When you leave, you should forget me.
Katharine adopts a look of disgust, pushes him gently away to get out of the tub, picks up her tattered dress and leaves

Saturday, April 3

No Title

مستانه عشق باخته و مستانه عشق نباخته و دوباره مستانه عشق باخته، چه فرقی دارد؟ باز بر میگردم سر این قصه، مثل کسی که نبوده اما سرنوشتش از همان اول این بوده که برگردد و شاید حکمتی در کار است.

نه مجسمه ای پیدا کردم نه دسته گلی، نه دلبندی که بگویم: «حالا پرچم های نو بر قلعه می افرازیم، پرچم هایی که تو دوست داشته باشی» که دوباره دستم را بگیری و دستت را در دستم بگیرم.

از این ها خبری نیست.

تایپ کردن من آنقدر سریع است، انگار اسبی که از اثیر رمیده و حالا در سکوت خیز برمی دارد و واژه ها به صف می تازند و بیرون آفتاب می تابد.

شاید واژه ها مرا یادشان باشد.

چهارمین روز بهار است. پرنده ها در هشتی پشتی توی ایوان پشتی آواز می خوانند و من هم دلم می خواهد با آنها آواز بخوانم: مستانه عشق باخته و مستانه عشق نباخته و دوباره مستانه عشق باخته، ده روز مرخصی گرفته ام.

پی نوشت: فکر می کردم از این ده روز خوب استفاده می کنم، اما همش خونه بودم حتی دید و بازدیدم نرفتم!

The Girl!

That was the second day of spring anyway!